عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
169
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
6 - كسائى : بر حمزه و نافع قرائت نمود و از طريق آن دو با ابى بن كعب اتصال سندى دارد « 1 » . اتصال سندى قرائت اين 6 تن از قراء سبعه به ابى بن كعب ، غير از آن چيزى است كه راويان ديگر از وى برگرفتهاند . اين مطلب تأكيد مىكند كه مصحفى كه در دست ماست از طريق ابىّ بن كعب به ما رسيده است ؛ البته در كنار راههاى زياد ديگرى كه از پيامبر [ ص ] نقل شده است . هر گاه در تاريخ مصاحف آمده باشد كه ابىّ مصحف خاصى داشته است ، ضرورى است كه با اين خبر با اندكى محافظهكارى و حتى احتياط زياد مواجه شويم تا ما را در پذيرش قرائتهاى او كه مطابق با مصحف نمونهاى [ امام ] كه خود ، آن را پسنديده ، نوشته و بازبينى كرده است ، يارى رساند . همچنين ما را در آنچه از قرائتهاى او كه با مصحف نمونه [ امام ] اختلاف دارد يارى كند تا آن قرائتها را به منابع و زمينههاى سندى و تفسيرى آن بازگردانيم . بدون شك آنچه كه از قرائتهاى او نقل شده است و با مصحف نمونه [ امام ] اختلاف دارد - با توجه به بهترين ارزيابيها - از طريق خبر واحد رسيده كه در نقد و بررسى روشهاى آحاد در روايت قرآن گفتيم كه ، اگر چه در مسائل سنّت در كنار احاديث صحيح قرار مىگيرند و درست مىنمايند ولى در مسألهء روايتهاى قرآن در برابر روايت متواتر قرار گرفته و كاملا نادرست مىباشند . روايتهايى كه به ابىّ نسبت داده شده و مصحف خود را به واسطهء آنها گرد آورده ، - به نظر ما - به قبل از كتابت مصحف نمونه [ امام ] باز مىگردد ، به طورى كه مردم ، بسيارى از حروف [ قرائتها ] را از وى برگرفته و به صورت مرفوع روايت كردهاند . امّا موضع او در برابر مصحف نمونه [ امام ] - به نظر ما - به منزلهء عدول از تمام آن چيزى است كه در مصحف وى با آن اختلاف داشته است . بنابر اين بعد از اين مقدمه ، اشكالى ندارد كه به نمونههايى از قرائتهاى وى كه كتابهاى قرائتهاى شاذ آن را منسوب به مصحف وى يا قرائت وى دانستهاند ، بپردازيم ؛ چه او در اين
--> ( 1 ) همان ، ص 172 .